تبلیغات
وبلاگ فــرهــنــگــی مــذهــبــی آخرین رسول ( ص ) - مطالب اندیشه مطهر



طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 08:30 | نویسنده : . | نظرات

روضه حضرت قاسم  - شهید مرتضی مطهری

1،160 مگابایت

دانلود كلیپ صوتی

مستقیم

شادی روح امام و شهداء و سلامتی امام زمان (عج) و امام خامنه ای صلوات




طبقه بندی: اندیشه مطهر، کلیپ و نماهنگ ،

تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1389 | 07:01 | نویسنده : . | نظرات

مهندسی فرهنگی از نظر استاد شهید مطهری

 

 

استاد مطهری در كتاب جامعه و تاریخ در نقد نظریه ناسیونالیستی و ملی گرایانه فرهنگ، به اظهار نظری در باره فرهنگ اسلامی می پردازد كه می توان آن را دیدگاه مختار ایشان در باره مهندسی فرهنگی تلقی كرد. ایشان در كتاب فوق در وهله اول از فرهنگ ویژه ی دین اسلام به نام فرهنگ اسلامی سخن می گوید. در مرحله دوم این فرهنگ اسلامی را دارای رسالتی خاص می داند و در مرحله سوم برداشتن گام‌هایی خاص و طی مراحلی ویژه را برای تحقق رسالت فرهنگ اسلامی بر می شمارد كه می توان از آن گام ها به عنوان نوعی مهندسی فرهنگی تعبیركرد. ایشان می نویسد:

"اینكه گفته می شود مذهب عقیده است و ملیت شخصیت و رابطه این دو رابطه عقیده و شخصیت است...به معنای نفی بزرگترین رسالت مذهب است. مذهب آن هم مذهبی مانند اسلام بزرگترین رسالتش دادن یك جهان بینی بر اساس شناخت صحیح از نظام كلی موجود بر محور توحید و ساختن شخصیت روحی و اخلاقی بر اساس همان جهان بینی و پرورش افراد جامعه بر این اساس است كه لازمه اش پایه گذاری فرهنگی نوین است كه فرهنگ بشری است نه فرهنگ ملی. این كه اسلام فرهنگی به جهان عرضه كرد كه امروز به نام فرهنگ اسلامی شناخته می شود نه از آن جهت بود كه هر مذهبی كما بیش با فرهنگ موجود مردم خود در می آمیزد و از آن متاثر می شود ... بلكه از آن جهت بود كه فرهنگ سازی در متن رسالت این مذهب قرار گرفته است.  رسالت اسلام بر تخلیه انسان ها است از فرهنگ هایی كه دارند و نباید داشته باشند و تحلیه آنها به آنچه ندارند و باید داشته باشند و تثبیت آنها در آنچه دارند و باید هم داشته باشند." (مطهری، جامعه و تاریخ، ص55)

همچنانكه ملاحظه می شود استاد مطهری بعد از بحث در باره اینكه فرهنگ سازی در متن رسالت دین اسلام است، سه حركت و گام را برای ساختن یا به عبارت دیگر مهندسی فرهنگی اسلامی برمی شمارد؛ تخلیه، تحلیه و تثبت فرهنگی. مطهری برای مهندسی فرهنگی مورد نظر خویش سه مرحله را در نظر می گیرد و هركدام از این مراحل را هم با مفهوم خاصی بیان می كند. این مفاهیم عبارتند از تخلیه فرهنگی، تحلیه فرهنگی و تثبیت فرهنگی. البته باید در نظر داشت كه این سه مرحله در عالم واقع از یكدیگر جدا نیستند ولی در عالم نظر و به لحاظ نظری و تحلیلی می توان آنهارا جدا از هم در نظر آورده و به تبیین و موشكافی هر كدام از آنها پرداخت. باید دید كه هركدام از این مراحل واجد چه معنایی بوده و دارای چه الزام هایی می باشند. با نگاهی به نوشته ها و كلیه فعالیت های فكری و فرهنگی استاد مطهری در می یابیم كه ایشان تلاش كرده اند در پروژه فعالیت فكری و فرهنگی خود همین برنامه پژوهشی را پیاده كنند .  (  مرامی،سه شنبه ، ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ )

بنابر این استاد مطهری در یك جامعه اسلامی، مهندسی فرهنگی را با سه حركت؛ تخلیه، تحلیه و تثبیت فرهنگی امكان پذیر می داند و اضلاع مثلث مهندسی فرهنگی در ساختار اندیشه ایشان دارای سه ضلع تخلیه، تحلیه و تثبیت فرهنگی می باشد. به عبارت دیگر از دیدگاه این متفكر بزرگ مقوله مهندسی فرهنگی در یك جامعه اسلامی با تخلیه برخی افكار و اندیشه ها از یك طرف، تحلیه مردم به برخی دیگر از افكار، احساسات و اندیشه ها از طرف دیگر و تثبیت این افكار و اندیشه ها و اعمال در آنها از جانب سوم جامه تحقق در می پوشد.(همان)

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،
برچسب ها: مهندسی فرهنگی از نظر استاد شهید مطهری، كتاب جامعه و تاریخ، نظریه ناسیونالیستی و ملی گرایانه فرهنگ،

تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند 1388 | 08:58 | نویسنده : . | نظرات

مبارزه فرهنگی از نظر استاد شهید مطهری

 

 

شهید مطهری در شرایط سخت دهه های 40 و 50 توانست با آسیب شناسی دقیق از وضعیت جامعه اسلامی به مبارزه ای جدی با تحجر ، تجدد و التقاط بپردازد . اگر چه استاد در این مبارزه فکری سه ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به شهادت رسید، اما ثمره مجاهدت او در پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس نظام جمهوری اسلامی و عمق استراتژیک آن در خاورمیانه اسلامی و بیداری اسلامی در اقصی نقاط جهان به بار نشسته است.ا

 

نتیجه ‏گیری از نظر استاد شهید مطهری

 

آیت الله مرتضی مطهری ،اسلام شناس ، ایدئولوگ و نرم افزار فکری انقلاب اسلامی ، در شرایط چالشی رقابت های ایدئولوژیک دهه های 40 و 50 ، هم زمان با مبارزه سیاسی با رژیم پهلوی ، در جبهه ای فراگیر به مبارزه ای  فکری و فرهنگی پرداخت.  تبیین نظریه فرهنگی استاد مطهری،با بررسی شرایط و مقتضیات آن عصر  و نیازهای آینده انقلاب و نظام اسلامی میسور است . بر این اساس محقق در این مطالعه  صرفا با بررسی برخی کلید واژگانی همانند : فطرت ، دین‏شناسی، خداشناسی، انسان‏شناسی، فلسفه اخلاق، معرفت‏شناسی، تعلیم و تربیت و مسأله آزادی وفرهنگ ، به رهیافتهایی ازرهیافت درون دینی استاد رسیده است، اما می‌طلبد محققین دیگری به تبیین و تحلیل زوایای مختلف نظریه فرهنگی استاد بپردازند.بر این اساس برگزاری کنگره ، کرسی نظریه پردازی ، تدوین کتب و مقالات علمی در جهت تشریح و فرهنگ سازی نظریه های فرهنگی شهید مطهری پیشنهاد می گردد .امید است با تلاش فرهیختگان جامعه و با توجه به آسیب های فرهنگی موجود درجامعه اسلامی ، باورها و رفتارهای آحاد جامعه، به افکار و اندیشه های ناب استاد مطهری تقریب گردد .




طبقه بندی: اندیشه مطهر،
برچسب ها: مبارزه فرهنگی از نظر استاد شهید مطهری، مبارزه ای جدی با تحجر، تجدد و التقاط، ایدئولوگ،

تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1388 | 08:58 | نویسنده : . | نظرات

فرهنگ و عدالت از نظر استاد شهید مطهری

 

 در یک برداشت، فرهنگ به معنای شیوه زندگی انسان است واستاد مطهری  در رابطه با نقش عوامل فرهنگی در نهادینه شدن عدالت  آن را فعل و انفعالی می داند که در روان انسان ها در می گیرد. عدالت در اندیشه استاد مطهری با رجوع به مفهوم حقوق طبیعی تعریف می شود. منظور استاد مطهری از حقوق طبیعی حقوقی است که خداوند و آفرینش در وجود انسان به ودیعه نهاده است. استاد مطهری عدالت را اعطای حق هر صاحب حق به خود او تلقی می کند. از نظر ایشان هر استعداد خدادادی در انسان مبنای یک حق طبیعی است که جمع آنها حقوق طبیعی انسان را می سازد. استاد مطهری با نقد برداشت های لیبرالی و سوسیالیستی از عدالت بقا و استمرار جوامع اسلامی و حتی جوامع انسانی را به عدالت مشروط می داند. استاد مطهری، در چارچوب فرهنگ اسلامی نهادینه شدن عدالت را تابعی از گسترش فرهنگ اصیل اسلامی و دل سپردن انسانها، به حقوق فطری و طبیعی بشر می داند. این برداشت از نقش فرهنگ در نهادینه شدن عدالت، در تمایز کامل با برداشت های لیبرالی و سوسیالیستی از رابطه فرهنگ و عدالت می باشد

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،
برچسب ها: فرهنگ و عدالت از نظر استاد شهید مطهری،

تاریخ : سه شنبه 18 اسفند 1388 | 08:57 | نویسنده : . | نظرات

فرهنگ، توحید‏، معرفت‏شناختی، فطرت، انسان شناسی

  

 استاد مطهری اندیشمند بزرگی است که امام خمینی(ره) آثار او را بدون استثنا خوب دانسته و مقام معظم رهبری زیر بنای فکری نظام جمهوری اسلامی ایران را اندیشه های این متفکر می داند. بر این اسا س، استاد مطهری را باید به عنوان یک چهره فرهنگی و نرم افزار فكری و پشتوانه تئوریكی انقلاب اسلامی دانست كه از سالهای پیش از انقلاب به نظریه پردازی پیرامون اسلام و انقلاب اسلامی پرداخت و كوشید تا عقبه تئوریك نظام جمهوری اسلامی را غنی سازد. ذهن نقاد، روحیه اندیشه‌ورزی، آفاق فكری گسترده، جامعیت علمی و تسلط بر مبانی و مسایل علوم اسلامی و دانشهای مرتبط، جامع‌نگری، دغدغه داشتن نسبت به حضور دین در قلمروهای مختلف زندگی و جامعه، فهم پویا از مسایل، توانایی ویژه در استنباط و استخراج مفاهیم فقهی- فلسفی و فرهنگی- اجتماعی، شناخت مسایل و موضوعات معاصر، دردمندی و مسؤولیت پذیری و در نهایت روش شناسی مطالعاتی و نحوه مواجهه او با مسایل و رخدادها،به این نرم افزار فكری تمایزها و امتیازهای ویژه‌ای بخشیده بود .

تسلط ایشان بر علوم اسلامی و دانشهای پایه، به علاوه نگاهی ظریف و دقیق به مسائل ،از ایشان شخصیتی جامع، اندیشمندو نظریه‌پرداز ساخته بود كه به او كمك می‌كرد تا این نرم افزار فكری بتواندبااعتمادسازی در جامعه علمی و نخبگان   به استفاده از این پشتوانه عظیم، به ایده‌سازی و نظریه پردازی بپردازد .یكی از دغدغه‌های جدی استاد ضمن وفاداری بر سنت، بازخوانی فعال آن متناسب با نیازها، خلأها و پرسشهای نوآمد بود. شهید مطهری از یك سو به جریان اصلاح گری و حضور دین درقلمروهای مختلف اجتماعی اعتقاد داشت و از سوی دیگر به شدت مراقب بود تا با نام اصلاح گری، بنیاد و اساس دین دچار تخریب نشود. او مرز بدعت و نوآوری را به خوبی تشخیص می‌داد و از یك سو منتقد جریانهای انحرافی و از سوی دیگر ناقد جریان‌های انجمادی بود و تلاش داشت تا فضاهای تازه و كرانه‌های وسیع‌تری از دین و معارف دینی را فرا روی مشتاقان قرار دهد. (واقعی، 1385، ص1–2)

به تعبیر مقام معظم رهبری:"ایشان با قوت فكری و اندیشه صائب خود وارد میدانهایی شد كه تا آن وقت هیچ كس در زمینه مسایل اسلامی وارد آنها نشده بود و با تفكراتی كه آن روز در كشور رایج شده بود، خود را وارد یك چالش علمی عمیق و وسیع و تمام نشدنی كرد.ایشان هم در جبهه مقابله با ماركسیستها به یك جهاد هوشمندانه دست زد و هم در جبهه مبارزه با تفكرات غربی لیبرالیست‌ها وارد میدان شد. این نقش بسیار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفس می‌خواهد، هم قدرت فكری و اجتهاد در زمینه‌های گوناگون را لازم دارد و هم یقین و ایمان قاطع می‌خواهد، این مرد بزرگ همه اینها را با هم داشت. " ( 18 اسفند 1382 )

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،
برچسب ها: فرهنگ، توحید‏، معرفت‏شناختی، فطرت، انسان شناسی،

تاریخ : دوشنبه 17 اسفند 1388 | 08:54 | نویسنده : . | نظرات

دین‏شناسی از نظر استاد شهید مطهری

استاد مطهری دغدغه حل مسایل دینی دارد. در دین‏شناسی به معنای اخص، مسایل متنوعی وجود دارد.ازجمله:  تبیین همزادی و همراهی دین با بشر؛  تبیین منشأ دین‏؛   پلورالیسم دینی‏ و کثرت‌گرایى و...  پلورالیسم و کثرت‌گرایى دینى پیش فرض خود را تکثر ادیان و تنوع حق قرار مى‌دهد. ولى استاد شهید در موارد متعدد تاکید مى‌کند که از نظر قرآن تنها یک دین داریم .استاد شهید با توجه به این که دین را یکى معرفى مى‌کنند، در صدد بر مى‌آیند که تفاوت شرایع آسمانى رادرمقتضیات زمان، خصوصیات محیط و تکامل بشر،تحریف کتب مقدس،   تفاوت در شکل اجرا تبیین کنند .  دعوت انبیاء به سوی خداپرستی،عدالت و آزادی جهت‏گیری شده است و همه این امور را می‏توان، بر مبنای استاد، فطری دانست.

در مورد جهت گیری دعوت انبیا «هدف از بعثت» سه دیدگاه «دنیاگرایانه»، «عقبی گرایانه» و «جامع گرایانه» وجود دارد؛  مرحوم شهید مطهری تفسیری جامع گرایانه از دعوت انبیا دارد.    دیدگاه جامع نگر در تفسیر جهت گیری دعوت انبیا بر آن است كه تعالیم پیامبران، همه شؤون حیات بشر (حیات دنیوی و اخروی) را در بر می گیرد و پیامبر اسلام (ص) به دلیل خاتمیت پیامی جامع و كامل برای بشر آورده است. در این دیدگاه دنیا و آخرت در یك راستا و در تعامل با یكدیگر قرار دارند و در عین حال از آخرت به عنوان نشئه مهم تر حیات یاد می كند. شهید مطهری در یك جمع بندی دو هدف زیر را اصلی ترین هدف پیامبران از دیدگاه قرآن می داند.

1- شناختن خدا و نزدیك شدن به او.

2- برقراری عدل و قسط در جامعه بشری.

بر اساس دیدگاه جامع گرایانه  شهید مطهری ،هدف بالذات انبیا, هدایت و معرفت الهی است، اما تحقق این هدف در جامعه بشری مستلزم اتخاذ اهداف بالعرض دیگری مانند تأسیس حكومت و اصلاح نظام معیشتی است. پرداختن به اصلاح معیشت دنیوی وظیفه پیامبران است؛ اما وظیفه ای بالعرض .بنابراین تفسیر اندیشمندان جامع نگر، از طریق ارجاع اهداف دنیوی به اهداف اخروی صورت می گیرد . در این تفسیر به اهداف اخروی اصالت داده شده و مقصود اصلی انبیا تلقی می شوند و اهداف دنیوی اموری تبعی و طفیلی انگاشته می شوند.(عباسی ، 1383 ، ص 131 – 144 )

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1388 | 08:46 | نویسنده : . | نظرات

جاودانگی و جهان‏شمولی اخلاق از نظر استاد شهید مطهری

 

مهم‌ترین كاربرد نظریه فطرت در اندیشه مطهری نجات اخلاق از نسبیّت است.استاد مطهری من علوی و من سفلی را در مواضع مختلف از آثار خود مورد بحث قرار داده است (از جمله تعلیم‏و تربیت در اسلامی، ص 245) و آن مبتنی بر نظریه فطرت است.استاد، ثبات، اطلاق و جهان‏شمولی اخلاق را تنها با نظریه فطرت قابل تأمین می‏داند.  (قرا ملکی ،1383 ، ص128 - 130)

 

فلسفه تعلیم و تربیت از نظر استاد شهید مطهری

 

نظریه فطرت در تبیین جهت‏گیری نظام تعلیم و تربیت نقش مهمی دارد زیرا هدف آن را در شكوفایی فطرت انسان‏ نشان می‏دهد. استاد در كتاب تعلیم و تربیت اسلامی تلاش می‏كند تا بر اساس نظریه فطرت مبنایی اسلامی در تعلیم و تربیت به دست آورد. این مبنا، در واقع بر، من علوی كه از نظریه فطرت برآمده است، اشاره می‏كند. (  همان ، ص 130)

 

آزادی از نظر استاد شهید مطهری‏

 

استاد مطهری، سازگار با فیلسوفانی چون هابز، آزادی را به فقدان مانع تعریف می‏كند اما در تحلیل مانع كه مقوم‏آزادی است، از نظریه فطرت بهره می‏جوید، مراد از مانع، مانعِ تكامل است و مقصود از تكامل، كمال وجودی وشكوفایی فطری است. تقسیم آزادی به آزادی اجتماعی و معنوی در دیدگاه استاد مطهری اساسی است. تحقق آزادی‏ اجتماعی منوط به آزادی معنوی است و تحقق آن محتاج اصالت انسانیت است. به همین دلیل در گفتارهای معنوی كه‏ اندیشه مطهری در باب آزادی را شامل است با بحث از من انسانی و من حیوانی مواجه می‏شویم. (  همان ، ص 131).( ر،ک :آزادی معنوی، ص 11 تا 35، تكامل اجتماعی انسان، ص 121 ـ 99، بیست گفتار، ص 301)

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : دوشنبه 10 اسفند 1388 | 08:45 | نویسنده : . | نظرات

توحید از نظر استاد شهید مطهری

  

استاد مطهری، به حق مسأله توحید را مهم‌ترین مسایل كلامی می‏داند.«آن چیزی كه به منزله اصل اولی و به ‏اصطلاح، اصل متعارف دین است، خداشناسی است. ( حکمت و اندرزها ، 1365، ص 11) ایشان نظریه فطرت را به‏ مثابه روش خداشناسی به كار می‏برد و آن شامل هر دو قسمِ فطرت عقل و فطرت دل می‏باشد. سرشت آدمی‏خداخواه است و خداآگاه. به همین دلیل هر كس كه خود را بشناسد، خدای خود را خواهد شناخت. در جلد پنجم ‏اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز بر فطری بودن اصل خداشناسی تأكید شده است.  (قرا ملکی ،1383 ،124 - 125)استاد، نه تنها وجود خدا بلكه اصل رستاخیز را آن گونه كه قرآن عرضه می‏دارد، فطری می‏داند. اعتقاد به رستاخیز در مفهوم قرآنی كه همان انا للَّه‏ و انا الیه راجعون است، فطری می‏باشد. (  فلسفه اخلاق، 1370  ، ج 3، ص 471)

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : شنبه 8 اسفند 1388 | 08:43 | نویسنده : . | نظرات

تاریخ و جامعه انسانی‏ از نظر استاد شهید مطهری

 

استاد مطهری، نظریات مربوط به زندگی اجتماعی را بر سه دسته تقسیم می‏كند:1. نظریه طبیعی 2. نظریه اضطراری 3. نظریه انتخابی: براساس نظریه انتخابی، افراد به سبب بهره‏برداری بهتر از مواهب حقیقی به حیات اجتماعی خود تن درمی‏دهند. استاد مطهری با استناد به پاره‏ای از آیات قرآن، نظریه فطری‏بودن زندگی اجتماعی انسان را ارزیابی می‏كند وسرانجام، نظریه فطرت را با ارائه بیانی خاص از آن می‏پذیرد . (  باقی نصرآبادی ،1383، ص 253 - 268)

از نظر استاد مطهری، انسان‏ها هم فطرت فردی و هم فطرت اجتماعی دارند. استعدادهای انسانی در همه انسان‏ها یافت‏می‏شود؛ امّا افراد به صورت‏های گوناگون استعدادهای خود را بروز می‏دهند. مجموعه استعدادهایی كه برای تكامل جامعه ‏انسانی لازم است، در افراد مختلف ظهور می‏یابد، نه در هر فرد خاص. برای خلقت، تكامل نوع مهمّ است كه آن هم از راه ‏شكفته شدن همه استعدادهای انسانی است ( مقالات فلسفی، 1366، ج 2، ص 93 و نیزفلسفه تاریخ، 1369، ج 1، ص 160). بنابراین گویا استاد مطهری می‏كوشد با فرموله كردن نظریه فطرت، نوعی انسان‏شناسی متناسب با اندیشه دینی را سامان دهد و بدین ترتیب، به مقابله با مكاتب غیردینی و انسان‏شناسی‏های نافی دین برخیزد. استاد همچنین كوشید تا به یاری نظریه‏ فطرت، دین را با عمق وجود آدمی پیوند بخشد و نیز سرّ جاودانگی دین خاتم را تبیین كند. (  باقی نصرآبادی ، ص 253 – 268)

 

 

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : پنجشنبه 6 اسفند 1388 | 08:42 | نویسنده : . | نظرات

              بررسی نظریه های فرهنگی  در اندیشه استاد مطهری

 

                                                                

 فرهنگ  با نگاه حداکثری  زیربنایی ترین بخش  هر جامعه  و در حقیقت محاط بر  ابعاد سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی است. فرهنگ را  حلقه وصل تمدن و اندیشه در جوامع بشری  دانسته اند. به طوری كه اندیشه، زیربنای فرهنگ، و فرهنگ زیربنای تمدن می باشد.  فرهنگ در جامعه‌ی ما به‌ویژه بعد از انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفته و به‌عنوان بحثی پایه ای، مبنایی و تعیین‌كننده محسوب گردیده و اصولاً انقلاب ما انقلابی فرهنگی بوده است به‌دلیل این‌كه پیام‌دار آرمانی جدید برای بشریت بوده و مدعی این بوده است كه زیست اجتماعی بشر می‌تواند مبتنی بر فرهنگ ناب اسلامی كه ریشه در تعالیم وحیانی دارد انجام بپذیرد.    

در  یکی ازتعاریف ،فرهنگ، آن را " امور مورد اتفاق و پذیرش جامعه كه نه تنها مورد پذیرش بوده، بلكه به هنجار نیز تبدیل گردیده ،به این معنا كه معیار ارزش‌گذاری در جامعه قرار گرفته" نامیدند. همچنین سه لایه ی آن رامقوله‌هایی چون: اعتقادات یا باورها، اخلاقیات یا ارزش‌ها و رفتارها، كه نمادها دنباله و امتداد این ارزش‌ها و الگوها می‌باشد"مشخص کرده اند. (پیروزمند ، 18 فروردین1388 )

فهم دیدگاههای فرهنگی اسلام شناسی همچون استاد مطهری برکلید واژگانی چون توحید، معرفت‏شناختی‏، انسان شناسی، فطرت،فرهنگ وامثالهم استوار است.بر این اساس بابررسی تحلیلی این کلید واژگان به بررسی تحلیلی دیدگاههای فرهنگی ایشان می پردازیم.

فطرت :  نقش مبنایی نظریّه فطرت در سامان ‏بخشیدن به اندیشه های فرهنگی استاد مطهری تعیین کننده و اساسی است. معرفت‏شناسی، خداشناسی، جهان‏شمولی و جاودانگی‏اخلاق،انسان‏شناسی و اصالت انسان، فلسفه تعلیم و تربیت و بسیاری از مباحث دین‏شناسی چون پلورالیزم، منشأ دین، گونه‏های دینداری، منطق فهم دین در اندیشه استاد مطهری به نظریّه فطرت استوار است. 

نظریه‏فطرت در مفهوم‏سازی خاص استاد مطهری نقش كلیدی را در نظام معرفتی ایشان به عنوان اساسی‏ترین مبنا ایفا می‏كند. این نظریه نه تنها انسان‏شناسی خاصی را به میان می‏آورد (به تصریح استاد در مجموعه آثار، ج 3، ص‏452) بلكه در گشودن بسیاری از معضلات كلامی به كار می‏رود. به تعبیر دقیق‌تر، نظریه فطرت نه تنها مبنای حل‏مسایل فراوان است، بلكه محوری برای نظریه‏پردازی در تفسیر و تبیین بسیاری از پدیدارها، رفتارها و آموزه‏های دینی ‏است. (قرا ملکی ،1383 ،131 )

علی‏رغم اهمیت زیرساختی نظریه فطرت در اندیشه استاد مطهری، این نظریه به صورتی غیرمدّون مطالعه ‏درون‏دینی روی ‏آورد استاد است و نه روش وی. ایشان در اثبات نظریه فطرت از روش برون دینی یعنی فلسفی مدد می‌جوید. روش فلسفی ایشان آمیزه‌ای از روش تحلیلی منطقی و ارجاع به تجارب فلسفی همگان است. ( همان ، ص 121 ) «ناشی از یك‏ فكر فلسفی است كه در همه افراد بشر است». ( مجموعه آثار، ج 3، ص 463) رهیافت استاد در وقوف بر نظریه فطرت رهیافت درون‏دینی است.   (  همان، ص 451 و 452) نظریه فطرت، نتایج معرفتی فراوانی در دین پژوهی استاد به میان آورده است. عمده‏ترین آنها را می‏توان به چند ‏طبقه تقسیم كرد: ارزش معرفت‌شناختی؛ رهیافت خداشناسی؛ مبانی انسان‏شناسی؛ نتایج دین‏شناسی؛ مبانی‏اخلاق و منطق فهم دین و...

 

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : سه شنبه 4 اسفند 1388 | 08:41 | نویسنده : . | نظرات

انسان‏شناسی از نظر استاد شهید مطهری‏

  

مهمترین دغدغه استاد مطهری در انسان‏شناسی، مسأله اصالت انسانیت است. چه امری انسان را به درستی ازحیوان متمایز می‏كند؟ بدون تردید مبنای فلسفی استاد مطهری در این مقام اصالت وجودی به معنای خاص كلمه ‏است. آنچه انسان را از حیوان متمایز می‏كند در واقع سطح وجودی آدمی است و دیگر تفاوتها طفیلی و تابع آن ‏می‏باشند. انسان از سرشت خاصی برخوردار است و آن همان فطرت می‏باشد:‏ اصالت انسان و انسانیت واقعی در گرو قبول فطریات است، این حرف مفت است كه ما برای انسان فطریات قائل شویم و دم از امانیزم واصالت انسان بزنیم. (همان، ج 3، ص 468)

اگر ما قائل به فطرت انسانی باشیم، یعنی معیارهای انسانیت را معیارهای ثابت كه ریشه‏اش در فطرت انسانی است ‏بدانیم، نه تنها انسانیت معنا و مفهوم پیدا می‏كند، تكامل انسانیت نیز معنا و مفهوم پیدا می‏كند (همان‏: ج 3، ص 545) تمایز دو مَن، من عِلوی و من سفلی، از مهم‌ترین اركان انسان‏شناسی استاد مطهری است. این دیدگاه نیز بر نظریه‏فطرت استوار است زیرا من علوی در واقع به فطرت برمی‏گردد. ( مقالات فلسفی ،1366، جلد 2، ص 303 به بعد)

شهید بزرگوار و استاد برجسته آیت‏الله مطهری (قدس سره‏) در عصری كه اقبال عمومی به مسائل مربوط به انسان و تمركز مكاتب‏ گوناگون بر محوریت اومانیسم در حوزه اندیشه و عمل، بیش از هر زمان‏ دیگر خودنمایی می‏كرد، در جایگاه اسلام شناس آگاه به زمان و سنگرنشین فرهنگ اسلام ناب، دیدگاه‏های اسلام را از زوایای گوناگون ‏درباره انسان كامل تبیین و به زیبایی تفسیر كرده است ، درك صحیح آن را شرط مسلمانی و پیمودن صراط مستقیم می‏داند:

ما اگر انسان كامل اسلام را  [چه از راه بیان قرآن و چه از راه شناخت ‏شخصیت پرورده‏های قرآنی ] نشناسیم نمی‏توانیم راهی را كه اسلام ‏معیّن كرده است، برویم. نمی‏توانیم ما یك مسلمان واقعی و درست باشیم. جامعه ما نمی‏تواند یك جامعه اسلامی باشد؛ پس ضرورت دارد حتماً انسان‏ كامل و عالی و متعالی اسلام را بشناسیم. (مطهری، انسان كامل، ص 7). ( ر.ک: حاجی‏صادقی ، انسان كامل در اندیشه مطهر ،مجلات قبسات،شماره 30و31)

 

 




طبقه بندی: اندیشه مطهر،

تاریخ : دوشنبه 3 اسفند 1388 | 08:36 | نویسنده : . | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2