تبلیغات
وبلاگ فــرهــنــگــی مــذهــبــی آخرین رسول ( ص ) - مطالب مهدویت و آخر الزمان
تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393 | 02:39 | نویسنده : . | نظرات

یا مهدی! اگر قلب‌ها فقط برای تو می‌تپید و اشك‌ها فقط برای تو جاری بود، تو اینقدر تنها نبودی.



طبقه بندی: مهدویت و آخر الزمان،

تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 08:02 | نویسنده : . | نظرات

مى شود فرصت دیدار مهیّا حتماً

بد به دل راه نده مى رسد آقا حتماً

اى كه دنبال دواى غم هجران هستى

مى شود درد نهان تو مداوا حتماً



طبقه بندی: مهدویت و آخر الزمان، مناسبت ها .....،

تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 07:58 | نویسنده : . | نظرات
آقــــــــــــــــــــــای مــــــــن
غـــفــلــت" مــــــا از "غـــیــبـــــــت تـــــــــــو"
غـــــــــم انگــــــــــیـزتــــــــــــر اســــــــــــــت ...



طبقه بندی: مهدویت و آخر الزمان، مناسبت ها .....، ویژه نامه ها....،

تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393 | 11:25 | نویسنده : . | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 | 06:35 | نویسنده : . | نظرات
تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | 13:16 | نویسنده : . | نظرات
تاریخ : دوشنبه 19 اسفند 1392 | 07:31 | نویسنده : . | نظرات
تاریخ : یکشنبه 4 اسفند 1392 | 02:08 | نویسنده : . | نظرات

از مأموریت که برگشت، خوشحال بود. پرسید:
راستی فرمانده گمراه کردن این ها چه فایده ای دارد؟

ابلیس جواب داد:
امام این ها که بیاید، روزگار ما سیاه خواهدشد
این ها که گناه می کنند، امامشان دیرتر می آید...



طبقه بندی: مهدویت و آخر الزمان،

تاریخ : شنبه 3 اسفند 1392 | 09:27 | نویسنده : . | نظرات
می نویسم برای عزیز مردی که شش گوشه ی قلبش شکسته است.

می نویسم برای ابر مردی که تنها و غریب است.

تا شاید به فرق شکافته ی علی (ع)،

یا به پهلوی شکسته ی زهرا (س)،

و یا به دل غم دیده ی زینب (س)

پا بر فرق ما بگذارد و بیاید.

بیاید و این کهنه ی زخم ها را مرهم نهد

و این شب های سرد و تلخ فراغ را به پایان رساند.

خداکند که زودتر بیاید...

خداکند...

اللّهمّ عجّل لولیک الفرج





طبقه بندی: مهدویت و آخر الزمان،

تاریخ : دوشنبه 7 بهمن 1392 | 14:41 | نویسنده : . | نظرات
 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

می‌گویند بیلش‌ را پارو كرده‌ است
 

http://img.tebyan.net/big/1387/10/108216811161901082037020449481156725011155.jpg

می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌ سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند،

حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند.

سی‌ و نه‌ روز بود كه‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید و جارو می‌كرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌كشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود: 

اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ كه‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم.
مطمئن‌ هستم‌ كه‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.


روز چهلم‌ فرارسید. هنوز هوا تاریك‌ و روشن‌ بود كه‌ مشغول‌ جارو كردن‌ شد.
كمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاك‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:

با این‌كه‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز كنم.
هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ كثیف‌ باشد..


برگرفته از ....

دنباله حکایت بیلش را پارو کرده در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: كمی با هم بخندیم !!!، مهدویت و آخر الزمان، بصیرت،
برچسب ها: « می‌گویند بیلش‌ را پارو كرده‌ است؟!!»، حضرت‌ خضر (ع)، تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌ها‌، فقر و بی‌پولی‌، آدم‌ ساده‌ لوح، بیلش‌ را پارو كرده‌ است،

تاریخ : جمعه 5 شهریور 1389 | 06:30 | نویسنده : . | نظرات
هو العلیمــــــ ..

واكس مجانی، هدیه به پدری مهربان


كوچه پر بود ازهمهمه و آمد و شد.. شبیه كوچه های دل من!

اما در گوشه ای، گویا همه ی چراغهای شهر  در كنجی از این كوچه نور می افشاندند و .. نور..

تكه كاغذی بالای سرش نصب كرده بود.. خط ریزی داشت.. خواستم بخوانمش، ولی.. چشمانم ضعیف شده بود.. همچون نور دلم..

جلوتر رفتم.. پیرمردی بود.. ظاهر آرامَش، نشان از مهربانی درونش داشت.. شاید تمام ابزارش به قدر بهای كفشهای نو من نبود!.. جمله ی روی كاغذ را كه خواندم، دلم گرفت..

 

"به مناسبت نیمه شعبان واكس زدن مجانی است"

...

 

كوچه پر بود ز مشتی غم و شادی، كمی از راز و نیاز!

 شهر پر بود از آن فخرفروشان سراپا بی نیاز!

بشنو!  این بین صدایی آید از پرده راز!

به فدای تو كنم هر چه كه دارم، تویی آن راز نیاز!

...

می دونید مشكل تاخیر در فرج چیه؟

دشمنان؟.. نه!، باور كنید دشمنان هر چه می تونستند كشتند و غارت كردند و دنیا را پر از ظلم و جور كردند، كه این از علائم ظهوره!..

مشكل چیه؟!.. نمی دونید!؟..

 مشكل واقعی، از ما منتظرانه!..

كافیه لحظه ای به خودمون و دور و برمون نگاه كنیم، ببینیم اگر امام زمان(عج) تشریف می آوردند درباره اینها به ما چه  می گفتند..

 اتاقمان، خانواده مان، دوستانمان، ظاهرمان.. باطنمان.. و خلاصه دغدغه ی صبح تا شبمان.. !!

امام زمان (عج) از ما حتی درحد  پیرمردی واكس زن هم توقع ندارند! .. تا وقتی گوشمان و چشممان درخدمت ماه واره ای دیگر جز رخ یارمان است، چه توقعی می توان از ما داشت..!!

راستی! به كسی كه هفته ای نیم ساعت، شاید یك ساعت به چیزی یا كسی فكر می كنه ، منتظر می شود گفت؟!..

 

..و نصیحتی پدرانه از امام صادق(ع):

مبادا عملی انجام دهید كه ما به آن سرزنش شویم ، زیرا فرزند خطاكار با عملش باعث سرزنش پدر خود می شود!..

 

--------------------------

برگرفته از پرفروش ترین كتاب تاریخ:

"دردهای پدرانه"  اثر  "منتظران بی درد" ،نوبت چاپ: 1171 ...



اللهم عجل لولیك الفرج..




طبقه بندی: مهدویت و آخر الزمان، ندای درون..، دل نوشته،
دنبالک ها: برگرفته از وبلاگ مدار57،

تاریخ : سه شنبه 12 مرداد 1389 | 11:20 | نویسنده : . | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2